این همه بگیر و ببند اداری و این همه خدم و حشم برایه گرفتنه یه مجوز کسب و باز این همه مدعیه بازرسی و نظارت به شیوه کار بازار اما دریغ از یه نگاه به این همه آشفته بازار اسامی ! شمائی که مدعی هستی برای نامگذاریه فلان کوچه به نام فلان شهید باید شورای نامگذاریه شهر تشکیل بشه و مصوبه بده خب یه نیم نگاهی ام به این هرج و مرج نامگذاری صنفی داشته باش !
اگه ما فکر می کنیم با گذاشتنه اسامیه متبرکه ائمه و معصومین روی مغازه و فروشگاه خودمون عمقه ارادت و اخلاصمون به اون عزیزان تجلی پیدا میکنه و یا اگه فکر می کنیم بازار سوداگری و دادوستد روزمره مون به یمن نام اون بزرگواران رونق پیدا میکنه ، باید بگم زهی خیال باطل !
چرا اجازه میدیم حدومرز و حریمه مقدسات شکسته بشه و از هر نام و وجهه مقدسی واسه نوندونیه خودمون استفاده کنیم ؟ نکنه که خدایه نخواسته فکر کنیم گناه اجحاف به مشتری رو میتونیم پشت اسماء مقدسه ائمه و معصومین پنهون کنیم !
با همه ارادتی که به صاحبه این ماه و این ایّام دارم و با همه شیفتگی و شوقی که به حضوره در مجالسه عزایه روزهایه تاسوعا و عاشورا دارم و با همه اعتقادو ایمانی که به لطف و کرامته مولی و سرور شهیدانه کربلا دارم اما از یک واقعیته نامیمون نیز نگرانم !
سالهاست که با گریه و عزایه شهادته آن امامه معصوم و اهله بیته مظلوم و یارانه باوفایه او خو گرفته و آشنائیم . به یُمنه وجود و نعمته حضوره پدران و مادرانه مومنی که همواره سر در گرو عشقه ائمه و امامانه معصوم داشته اند ما نیز ، این روزها و شب ها ره سویه خیمه عزایه آن یگانه مظلوم عالم می بریم تا شاید از فیضه معنویته این ایاّم بهره مند شویم . انشاالله
اما نگرانی از این است که پیرایه هایه بسته شده به واقعیاته این حادثه بی نظیر شان و جایگاهه والایه آن را در میانه نسل هائی که بیشتر به ظاهره امر می پردازند تا باطنه آن تنزل دهد! متاسفانه چند سالی است که عده ای خواسته یا ناخواسته ، عمداْ یا سهواْ قدم در راهه خرافه گوئی و ذهن پردازی پیرامونه این واقعه عظیم گزارده اند و تاسف بارتر آنکه بسیاری از جوانان با تاسی به این اوهامات دست به اعمالی می زنند که موجبه وهنه این حادثه خونباره تاریخه بشریت می گردد !
اگرچه بسیاری از بزرگانه دین دائماْ نسبت به پرهیزه از این رفتار هشدار داده اند و اگرچه بسیاری از گویندگان و خطبایه صاحب نام و مطّلع در بیانه واقعیاته کربلا و عاشورا همّت گمارده اند اما حجمه واگویه هایه غیرمنصفانه و نقدهایه دور از واقعیّت که بیشتر رنگ و بویه خودنمائی در آن جلوه گر است تا تبلیغ دین نیز کم نیست ! نکند که دلبستگیهایه کاذب زمینه هایه دلخستگی از اصله شعائره دینیه مارا فراهم نماید !
پنج سال از روزی که زخم بم بر پیکره ایران وارد شد و تمام مردم کشورمان را دردمند کرد، می گذرد.
پنج دی 82 برای ما ساکنان شهر های دیگر روزی تلخ، اما گذشته و طی شده است، اما مردم بم همچنان در پس لرزه های اجتماعی، اقتصادی در لرزه اند.
کودکان بم علاوه بر اینکه در زلزله پدر، سرپرست و زیر ساخت خانواده خود را از دست دادند، زیر ساخت های شهر خود را نیز از دست داده اند.
بم هنوز دچار مشکلات آب، برق و گاز است، هنوز معابر فرعی شهر از زباله های ساختمانی ناشی از آوار پاک نشده است.
اگر کمی گوش تیز کنی نوای ایرج بسطامی خواننده بمی که در زلزله بم کشته شد را خواهید شنید که در کوچه پس کوچه های بم زمزمه می کند:
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غم ها


















