بهتره همه ی ما به جای اینکه تو هر مسئله ای بگردیمو از چیزایی که به نفعمون نیستند ایراد بگیریم یه کم هم به جنبه های مثبت و بعضآ معنویه قضایا نگاه کنیم و هر چند اونا قابل مشاهده نبودند برای خودمون قابل درکشون کنیم!
خلاصه اینکه آقا جون! می بخور، منبر بسوزان، مردم آزاری نکن!
اونجوری نیگا نکن! خیلی هم ربط داره! کوروش کبیر گفته: " دست هایی که کمک می کنند مقدس ترند از لبهایی که نیایش می کنند! " یعنی اینکه بعضیا میشینن از صبح تا شب واسه آخرتشون توشه جمع می کنند همچین پیش خدا کارشون ایول نداره ولی اگه ما ، هر کدوم از ما بتونیم در حق کسی کاری بکنیم که از ته دل یه لبخند رو لبش بشینه و تو دلش دعامون کنه صد برابر پیش خدا محبوب تر میشیم! البته نه هر کاریا! میخوام بعضیا صد سال سیاه با کارای من خوشحال نشن ! این قضیه فرق داره!
خواجه عبدالله انصاری هم جمله ی قشنگی گفته من باب این مساله! ( همین الان گفت!)
" نماز نافله گزاردن کار پیر زنان است، روزه ی تطوّع صرفه ی نان است، حج گزاردن گشت جهان است، دلی به دست آر که کار آن است!!!"
دیروز یه فیلم دیدم و یکی از دیالوگ های نقش اول فیلم خیلی فکرمو درگیر خودش کرد! حرف خیلی جالبی زد، گفت: " وقتی کسی رو دوست داری و نمیتونی بهش برسی باید کاری کنی که اون به تو برسه! "
شاید تو نگاه اول جمله ی ساده ای به نظر برسه ولی وقتی من اونو تو زوایا و خفایای ذهنم بررسی کردم دیدم چقدر جالب و پیچیدست! اصلآ لازم نیست یک بعدی به قضیه نگاه کنید و دوست داشتن رو فقط تو یه نفر ببینید! ما میتونیم تمام چیزهایی رو که دوست داریم به سمت خودمون جذب کنیم و این همون قانون جاذبه ایه که وقتی بهش اعتقاد پیدا میکنید تمام کائنات رو در خدمت خودتون میبینید برای تحقق خواسته هاتون!
من هیچ وقت تو زندگیم آرزویی نداشتم، چون معتقدم آرزو یعنی چیزی که شاید هیچ وقت نشه بهش رسید! من همیشه تو زندگیم هدف داشتم و میدونم رسیدن به هدف غیر ممکن نیست! موفقیت تو زندگیه همه ی آدما یه امر نسبیه! منم واسه خودم موفقیت هایی داشتم ولی خیلی چیزا هستن که هنوز باید بهشون برسم!
میخوام اعتراف کنم هیچ وقت تو زندگیم خوش شانس نبودم ولی در عوض اراده ی وحشتناکی دارم! و یه کله ی خر!
اين امر با مخالفت مادر و پدر خانم تري روبهرو شد. نقصي در قانون پيدا شده بود. رسانهها به اين مطلب توجه ويژهاي نشان دادند. نتيجه چه بود؟ مجلس آن کشور براي همين مسأله جلسه فوق العاده تشکيل داد و رئيس جمهور تعطيلات خود را نيمه تمام گذاشته، خود را به پايتخت رساند و در کمتر از يک ساعت از تصويب قانون جديد، آن را به امضا رساند.
1.اعلام نامزدی کروبی موضع کسانی که میگفتند کروبی به هیچ کس جزخودش برای کاندیداتوری رضایت نمیدهد را به طور کامل ثابت کرد پس آن نشست و برخاست ها و جلسات فقط برای ظاهر قضیه بود و شیخ کروبی به وحدت همه با من معتقد است وهیچ کاندیدایی غیرازخودش راقبول نمی کند حتی اگر این کاندیدا خاتمی یا میرحسین موسوی باشد.
2.نکته بعدی عجله کروبی دراعلام نامزدی است درحالی که هنوز فضای کشور و حتی فعالان سیاسی انتخاباتی نشده علت این اعلام زود هنگام مشخص نیست آنچه مشخص است این است که او تحت هرشرایطی و به خاطر دل خودش این منصب رامیخواهد و مصالح عالیه جناح خط امام و اصلاح طلب را درنظرنمیگیرد.به این فکر نمیکند که ممکن است همچون سال 84 که شکست خورد بازهم به همان سرنوشت دچارشود واینبار با احتمال بسیار بیشتر شکست میخورد چرا که شعار اصلی وی که موفق به جمع کردن آرای آن دوره شد از دست او خارج شده و اینک احمدی نژاد شعارهای او راحتی قشنگتر از او دارد اجرا می کند (یاشعارش رامی دهد) .
3 .هدف اصلی کروبی ازاین اعلام سبقت گرفتن ازخاتمی و او رادر مقابل عمل انجام شده قراردادن است و تردید های او را بیشتر کردن است.او نیک میداند خاتمی سیاستمداری اخلاق گراست و چیزی برای خود نمی خواهد بنابراین هدف بزرگ او ازصحنه خارج کردن خاتمی است .اما براستی مگر او قادر به گذران جبهه اصلاحات ازوضعیت فعلی است ؟ ( اگر او را با ارفاق اصلاح طلبی نیم بند بدانیم ).
آقای کروبی اگر فکرمی کنید قادرید احمدی نژاد را شکست بدهید دراشتباهید. نه به خاطر اینکه احمدی نژاد رای زیادی دارد ،بلکه به این خاطر که شما نمی توانید مردم را پشت سرخود متحد کنید مردم به یک شکست خورده سابق اعتماد نمی کنند آنها به شما به عنوان کسی که یک بارشکست خورده نگاه میکنند و دوباره حتی 50% آن آراء را هم نمی آورید.
آقای کروبی خود و جبهه اصلاحات رابه تهلکه نیانداز. تا فرصت هست و رییس دولت فعلی دربدترین روزهای خود است وبرای شکست نهایی او 10قدم دیگرلازم است ازتصمیم خودصرفنظرکن و به سود رای نهایی در جبهه اصلاحات انصراف بده . اینکار خیر شما و خیراصلاحات را درخود نهفته دارد و مجددا مدیران به حاشیه رفته را که توانایی اداره کشور را به مراتب بیشتر از مدیران فعلی بهتر دارند راباز خواهد گرداند . اگر در نهایت از موضع خود برنگردید یا خود به تنهایی به قعرچاه شکست می روید یا همه اصلاح طلبان را با خود به آن چاه کذایی خواهی برد. هر چند میدونم کنار نمیری و میبینم باخت سیاسی شما را.
اما من میگم بضاعتمون همینه. نگاه کنید به کشورهای رده اول صاحب مدال . ببینید اقتصاد و پیشرفتشون کجای دنیاست. اما خداییش ما در حد افغانستان و ... اینا هم نیستیم. چقدر مردونگی میخواد بعد المپیک مقامات مسوول جوابگو باشند و یا لا اقل از شدت خجالت به توجیه نپردازند.
یکی از رفقا میگفت حالا ما تو چه زمینه ی سیاست ،فرهنگ،اقتصاد و.... تو دنیا صاحب مدال طلا هستیم که این یکی اینقدر ما رو شرمنده کرده.
باقی بقایتان
