تبليغاتX
دانوش
بیست و پنجم خرداد 1387
بنزین تکلیف دهک بالا و پایینو روشن کرد
بالاخره سهمیه های بنزین برای اول تیرماه یعنی همزمان با یک ساله شدن سهمیه بندی بنزین در کشور اعلام شد .
نکته مثبت سهمیه های جدید مشخص شدن دهک بالا و پایینه !!!
البته نمی خوام بیشتر از این ناامیدتون کنم و بگم اونایی که ماشین ندارن دیگه از خط دهک پایین هم پایین ترن و اصلا دیده نمیشن !!! ( البته منم شامل همین دسته ام ).

هر کسی که خودروی داخلی بالای ۱۳۰۰ سی سی داره یا خودروی وارداتی بالای ۲۰۰۰ سی سی داره حزو دهک بالای جامعه محسوب میشه که البته تعدادشون هم به نسبت کل جمعیت چندان زیاد هم نیست .

بعد می گن این مطبوعات آماراشون همه شایعست و جامعه پر از رفاه اجتماعیو از این حرفاست .

به گفته سرپرست وزارت کشور سهمیه خودروهای داخلی بالای ۲۰۰۰ سی سی و خودروهای وارداتی بالای ۱۳۰۰ سی سی ازاین پس لغو خواهد شد و باید از بنزین آزاد یعنی ۴۰۰ تومان که خودشم مشمول یارانه میشه استفاده کنند .

تقریبا تمام خودروهای وارداتی مشمول این طرح می شن و به زودی باید شاهد کاهش قیمت این خودورها باشیم !!! اینم یک سوژه خوب برای یه مدت مطبوعات و در نهایتم محکوم شدن به تشنج آفرینی توسط خبرنگاران در جامعه !!!

از فردا قیمت وانت بارها افزایش پیدا می کنه !!!

به نظرتون برای کسی که یک بی او و ۱۸۰ میلیونی زیر پاشه خیلی هزینه بره که یک وانت بار بخره بزاره تو پارکینگ و از سهمیه فرضا ۸۰۰ لیتریش در ماه استفاده کنه ؟؟؟

مطمئنا دروبر هر کدوم ما از این آدما زیاده !!!

بعد می گن ما اینکارو برای حمایت از اقشار آسیب پذیر کردیم اما تنها چیزی که از این طرح مشهوده مشخص کردن اقشار آسیب پذیر که با این توصیف ۹۰ درصد جامعه رو شامل می شن !!!

با این احوالات هم باز هم باید به زودی شاهد رفتن لایجه بودجه برای واردات بنزین باشیم !!!

نوشته شده توسط محسن آبیاتی | | لینک به این مطلب
هفدهم خرداد 1387
بازگشت به دهه ۶۰
شاید خیلی از ماهها اقتصاد و مشکلات دهه ۶۰ را فقط تو فیلم ها دیدیم و تو کتاب ها خوندیم یا ازبزرگترامون شنیدم که تو آن سالها مردم پس از یک انقالاب سیاسی ،تازه وارد یک جنگ بیرونی شده بودند و هنوز در گیر و دار تشکیل حکومت بودند .و هر روز یکی از مسولان به جرم خیانت و ارتباط با بیگانگان به اصطلاح پاکسازی می شدند .در همین بی سر وسامانی سیاسی بودکه یک هرج و مرج اقتصادی سراسر کشور را فرا گرفت و مردم همچون قحطی زدگان هر کالای که گیرشون می اومد را می خریدند و تو خونشون ذخیره می کردند،از ترس اینکه شاید فردا نباشه تا بخرند. و کاری به این نداشتند که لازم دارند یا نه.!! بعد یه مدت یک گروه فرصت طلب دیدند این می تونه برای اونها یک کار پر درآمد باشه کالاهای اساسی مردم رو انبار می کردند ، تاگرون تر بفروشند. حالا این کالا ها از یخچال و بخاری گرفته تا مایع ظرفشویی و صابون،خمیردندان، گندم ،برنج و حبوبات و.... هر چی که می تونست انبار بشه .

 اون موقع فتوای امام خمینی هم که از محبوبیت زیادی برخوردار بود کار ساز نشد و کار به رفتار قهری کشید و انبار ها را با حکم قضایی باز می کردند و اجناس و به مردم با نرخ مصوب می فروختند .

کوپونیسم هم به نوعی ههمون موقع ها تخمش تو جامعه کاشته شد و مردم عادت کردند چه دارا چه ندارا یه چیزی، از دولت بکنن.

اتفاقاتی که این روزها تو مسایل سیاسی و اقتصادی در حال رخ دادن، تداعی کننده همون جریاناته ،به طوری که سهمیه بندی بنزین ،توزیع سهام عدالت به نوعی همون فرزند تکامل یافته کوپن هستند. فقط با کمی تغییر و تحول تو اجرا وتغییر و تحولات سیاسی و عزل و نصب های چکشی و می تونه تداعی کننده همون پاکسازی ها باشه وبا کمی تعدیل. و اما نکته آخر مشکلات اقتصادی و نایاب شدن کالاهای اساسی مردم که تو این چند وقته به کرات دیده شده و نمونه های عینیش پودر شوینده ،برنج و این آخر هم گرانی و نایابی قند وشکر و چای و ماکارونی به عنوان کالاهی اساسی هستن که مصداق بارزش وچند روز پیش تو یه فروشگاه زنجیره ای دیدم. 

 مردم مثل قحطی زده ها قفسه ها رو جارو می کردند هر چی گیرشون می اومد تو سبدشون به زور جا می دادند.

 یکی شون ۲۰ تا ماکارونی بر می داشت.

 یکی مشت می کرد ۵ تا قوطی چای می انداخت تو سبدش.

 اون یکی قفسه قند ها رو خالی می کرد و ....

 یه صحنه عجیبی بود کاش یه دورین بود فیلم برداری می کرد.

 یاد حرف یکی از دوستام افتادم که برای عید رفته بودم پیشش ازش پرسیدم سهام چی بگیریم خوبه. گفت نمیدونم اما امسال سال کالا ست ،هر چی می تونی پول هات و تبدیل به کالا یا زمین کن چون پول به شدت ارزشش واز دست می ده و نگهداشتنش توجیه نداره به سهام هم زیاد فکر نکن. خدا آخر و عاقبت ما را به خیر کنه.... .

*پی نوشت

بهتون خواندن کتاب مزرعه حیوانات جرج اورول را اگر نخوندید به شدت توصیه می کنم 

اینم یه لینک دیگه همین کتاب    یک save target az بکنید و لذتش و ببرید.

 

نوشته شده توسط محسن آبیاتی | | لینک به این مطلب
یازدهم خرداد 1387
جنگ کلامی
آقا وبلاگ نگو بگوصحنه ی کارزار . عشقی بنویسی یه عده فیلسوف میشن و نصیحت میکنن که نترس ،خوب میشی ، بی وفایی کرده ؟  ای بی شرف !!!! بزن تو گوشش پدر....   . فلان فلان شده ی ..... مگه قحطی زن اومده .

سیاسی بنویسی میگن آقاااااااااااای  محترم  تا حالا کجا  بودی ؟ اصلا انگار تو این مملکت نیستی ،نفست از جای گرم بلند میشه . باید  این کار رو بکنی . اون کار رو بکنی . انقلاب نارنجی ، انقلاب مخملی و....   .

 از گرونی و تورم بنویس یه عده پیدا میشن و میگن ،به چه پر توقع .بیا برو ببین تو کشورای دیگه چه خبره . آب رو به قیمت خون پدرشون میفروشن . قدر نمیدونین . این نظام و این مملکت رو همین شما ها به گند کشیدین . 

از کار و کاسبی بنویسی  باز یه عده کارشناس پیدا میشن که میگن : بساز جونم همه جا همینطوره . فکر کردی اگه نون خور دولت بودی فرقی میکرد ؟ همه اش سر و ته یه کرباسه .

 از خاطرات و دلتنگی های کودکی بنویسی میگن : شما لابد یه مشکلی داری که مرتب به گذشته بر میگردی .  کمتر خاطراتت رو زیر و رو کن .

از خستگی و بی حوصلگی بنویسی میگن : من دندونم درد میکرد کشیدم و......

اینا رو که گفتم منظورم این نبود که برای همدیگه نظر ندیم .خیلی خوبه که احساسمون رو در رابطه با مسائل و دلمشغولی های همدیگه بیان کنیم . ضمنا حساب شوخی رو هم از اینها جدا میکنم . و همینطور حساب اونایی رو که میشناسیم و میدونیم که نظرشون اختصاصا با بقیه برامون فرق میکنه ولی میخوام بگم برای همدیگه نسخه نپیچیم .  دلداری دادن  فرق میکنه. ضمن اینکه بعضی وقتها کسی از هم وبلاگی هاش کمک میخواد . این موارد فرق داره .ولی بیایین دست از نصیحت کردن برداریم و یا دلسوزی هامون رو و نگرانیهامون رو برای دوست ندیده مون طوری عنوان نکنیم که طرف احساس کنه خنگ شده و یا شما عقل کل هستین . ببینین دوستان شاید من خودمم بارها توی این دام افتادم و این کار رو کردم  . الان میخوام بگم مخاطب این پست خودمم هستم .

با کمال احترام یه آقای در پیتی نویس که همه ی شما رو دوست داره .

نوشته شده توسط محسن آبیاتی | | لینک به این مطلب
هفتم خرداد 1387
روی دیوار یادگاری ننویس

بهترین و بدترین تفسیر شعری که شنیدم مال حدود شش سال پیشه. یعنی در حقیقت پاره ای از یک شعر که متعلق به سهراب سپهریه. شاعری که این روزا برای دومین بار کشفش کردم.

" وسیع باش و تنها و سربزیر و سخت "

این یه تیکه رو خیلی دوست داشتم و مدام تکرارش می‌کردم تا اینکه با فونت درشت تایپ کردم و پرینت گرفتم و  به دیوار محل کارم  زدم( همون شش سال پیش ). بعد از یکی دو ساعت آقای .... نگاهی به دیوار انداخت و گفت: « آدم فقط توی توالت می تونه همچین حسی داشته باشه . »

از روی دیوار برداشتمش.

نوشته شده توسط محسن آبیاتی | | لینک به این مطلب
ششم خرداد 1387
یک کاریکاتور باحال

بد دهنی به زن خشونت نیست

شاید این یکی از باحال ترین کاریکاتورهایی باشد که در چند ماه اخیر در دنیای گشاد وب دیده ام . عمق مطلب با ظرافت خاصی در نوشته های بد خط کاریکاتور باعث خنده ای معنی داری میشود که همان هدف طراح است .

لینک کاریکاتور بالا در  گالری گیجعلی

نوشته شده توسط محسن آبیاتی | | لینک به این مطلب